دنیا را ببینم ! بسرعت سمت اهداف عالیه بشر ی پیش می رود . خدای واحد ، دین واحد و ــ
حکومت واحد را زمزمه می شنوم . وحدت عالم انسانی نزدیک و صلح بین ملل ..... پیش است.
روح عالم صدا می کند . من اینجا هستم و اینجا با من است خسته نیستم، نه .
روز روز خوبی ست ، هرچه باشد
ما که بی کاران خسته ایم
ما که بی عاران خسته ایم
منوچهر نیکو
دوشعر از سامان کمالی
جیرجیرکها
در مکانی
که ساعت از جریان جا مانده
جازبه ی جریهانیشان را
جیرجیرکنان
برجدارمغزم تحمیل میکنند
ومن که پارازیت جیرجیر
خط افکارم را جر داده
جداافتاده وزنجیری
جان میدهم
............................................................................................
هم من که ازاوخسته
هم او که مراخسته
درکش وقوس الفاظ
رکیک
خالی میشدیم
پوچ پوچ
وازچه بایدپرمیشدیم
کنج خلوتی بی خدا
درجوی
که خود خلعی بیش نبود
+ نوشته شده توسط سامان کمالی در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت
7:50 |